خرید بک لینک
موهایم را شانه میزدمگره شده بودگوش هایم صداهای رعب اور می شنیدصدایی شبیه فرکانس های بمب های ناکازاکیچشمانم فیلم ترسناکی را شاهد بود که امیدی به ختم خیر شدنش نبودترس واژه حقیری است برای بیان کردنموهایم را شانه میزدمنصف گره ها باز شده بوددهانم بسته شده بودانگار کلمه اختراع نشده بودقرنیه های چشمانم روی لحظه گشاد شدن مانده بودزمان کشدار شده بود هی کش می امد هی قوس می امدکاش ساعت برنارد واقعی بودحال ته

برچسب: شانه, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 12:24

Raha:اگر من جای ابراهیم بودم اگر خدایان برایم هر روز طبق های مائده میفرستادنداگر هر شب مرا به لالایی موتزارت مهمان میکردنداگر هر عصر کنار حیاط کوچکم مرا به فنجانی قهوه دعوت میکردنداگر بهشت را با همه ی بزرگیش پشت قباله ام میزدندحتی اگر اتش را برایم گلستان میکردندپای تو که به وسط می امدپایم که هیچ دستمکه هیچ قلبم میلرزیدمن کجا توان خنجر کشیدن بر گلوی نازک تو را داشتمدستی که توان خنجر کشیدن بر گلوی

برچسب: قربانی, نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 5:21

صفحه بندی